شگفتى ضدّ ارزش ها
و درود خدا بر او، فرمود: در شگفتم از بخيل: به سوى فقرى مى شتابد كه از آن مى گريزد، و سرمايه اى را از دست مى دهد كه براى آن تلاش مى كند. در دنيا چون تهيدستان زندگى مى كند، امّا در آخرت چون سرمايه داران محاكمه مى شود.
و در شگفتم از متكبّرى كه ديروز نطفه اى بى ارزش، و فردا مردارى گنديده خواهد بود،
و در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديده ها را مى نگرد و در وجود خدا ترديد دارد،
و در شگفتم از آن كس كه مردگان را مى بيند و مرگ را از ياد برده است،
و در شگفتم از آن كس كه پيدايش دوباره را انكار مى كند در حالى كه پيدايش آغازين را مى نگرد،
و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدنى را آباد مى كند، امّا جايگاه هميشگى را از ياد برده است.
و فرمود (ع): در شگفتم از بخيل كه فقرى را، كه همواره از آن مى گريزد، بشتاب مى طلبد و آن توانگرى را، كه در طلب اوست، از دست مى دهد. پس در دنيا، زندگيش به زندگى بينوايان ماند و در آخرت چون توانگران از او حساب مى كشند.
و در شگفتم از متكبر كه ديروز نطفه بود و فردا مردارى بيش نخواهد بود.
و در شگفتم از كسى كه در خدا شك مى كند و آفريدگان خدا را مى بيند.
و در شگفتم از كسى كه مرگ را فراموش مى كند و مردگان را مى بيند.
و در شگفتم از كسى كه منكر روز رستاخيز است و حال آنكه، پديد آمدن نخستين را مى بيند.
و در شگفتم از كسى كه دنياى فانى را آباد مى سازد و جهان باقى را وا مى گذارد.
و آن حضرت فرمود: از بخيل در عجبم كه به فقرى مى شتابد كه از آن مى گريخته، و ثروتى را از دست مى دهد كه آن را مى جسته، در دنيا همچون تهيدستان زندگى مى كند، و در آخرت همچون ثروتمندان به حسابش مى رسند.
و از متكبر شگفت زده ام كه ديروز نطفه، و فردا مردار است.
و از آن كه در خدا شك دارد در عجبم در حالى كه آفريده هاى خدا را مى بيند.
و عجب دارم از كسى كه مرگ را فراموش نموده و حال اينكه مردگان را با چشم مى بيند.
و از آن كه زنده شدن در آن جهان را قبول ندارد در شگفتم و حال اين كه ساخته شدنش را در اين جهان مى بيند.
و در تعجبم از كسى كه سراى فانى را آباد مى كند، و خانه باقى را وا مى گذارد.
[و فرمود:] از بخيل در شگفتم، به فقرى مى شتابد كه از آن گريزان است و توانگريى از دستش مى رود كه آن را خواهان است، پس در اين جهان چون درويشان زيد، و در آن جهان چون توانگران حساب پس دهد،
و از متكبّرى در شگفتم كه ديروز نطفه بود و فردا مردار است،
و از كسى در شگفتم كه در خدا شك مى كند و آفريده هاى خدا پيش چشمش آشكار است،
و از كسى در شگفتم كه مردن را از ياد برده و مردگان در ديده اش پديدار،
و از كسى در شگفتم كه زنده شدن آن جهان را نمى پذيرد، و زنده شدن بار نخستين را مى بيند،
و در شگفتم از آن كه به آبادانى ناپايدار مى پردازد و خانه جاودانه را رها مى سازد.
امام عليه السّلام (در نكوهش خوهاى زشت و كردارهاى ناشايسته) فرموده است:
- شگفت دارم براى مرد بخيل و زفتى كه مى شتابد بفقر و تنگدستى كه از آن گريزانست (زيرا از آنچه دارد سود نمى برد پس با تهى دستان يكسان است) و توانگرى را كه مى جويد از دست مى دهد (زيرا از مال و دارائيش بهره اى نمى برد) پس در دنيا مانند تنگدستان زندگى مى نمايد و در آخرت مانند توانگران به حسابش مى رسند (چون حساب اندوخته را بايد پس بدهد)
- و شگفت دارم براى گردنكشى كه ديروز نطفه بود و فردا مردار مى باشد (كه اگر خاك از روى جسدش بردارند مردم از گندش گريزانند)
- و شگفت دارم براى كسيكه در خدا دو دل باشد در حاليكه آفريده شده خدا را مى بيند (چون نمى شود بى آفريننده اى آفريده شده اى باشد)
- و شگفت دارم براى كسيكه مرگ را فراموش ميكند در حاليكه مى بيند كسى را كه مى ميرد،
- و شگفت دارم براى كسيكه زير بار پيدايش معاد و بازگشت در قيامت نمى رود و حال آنكه پيدايش از نطفه را مى بيند،
- و شگفت دارم براى كسيكه خانه نيستى را آباد ميكند (براى دنيا تلاش مى نمايد) و خانه هستى (آخرت) را رها مى سازد (در فكر آماده ساختن توشه اى براى آن نيست).
امام عليه السلام فرمود : از بخيل تعجب مىكنم كه به استقبال فقرى مىرود كه از آن گريخته و غنايى را از دست مىدهد كه طالب آن است. در دنيا همچون فقيران زندگى مىكند ولى در آخرت بايد همچون اغنيا حساب پس دهد.
و تعجب مىكنم از متكبرى كه ديروز نطفهاى بىارزش بوده و فردا مردار گنديدهاى است.
و از كسى كه در خدا شك مىكند در شگفتم در حالى كه خلق او را مىبيند (و مىتواند از هر مخلوق كوچك وبزرگ، ساده و پيچيده به ذات پاك آفريدگار پى برد).
و تعجب مىكنم از كسى كه مرگ را فراموش مىكند با اين كه مردگان را با چشم خود مىبيند.
و تعجب مىكنم از كسى كه جهان ديگر را انكار مىكند در حالى كه اين جهان را مىبيند.
و تعجب مىكنم از كسى كه دار فانى را آباد مىكند ولى دار باقى را به فراموشى مىسپارد.